My Bird (Middle East Literature in Translation)

My Bird Middle East Literature in Translation In this powerful story of life love and the demands of marriage and motherhood Fariba Vafi gives readers a portrait of one woman s struggle to adapt to the complexity of life in modern Iran The nar

  • Title: My Bird (Middle East Literature in Translation)
  • Author: Fariba Vafi Mahnaz Kousha Nasrin Jewell
  • ISBN: null
  • Page: 243
  • Format: Kindle Edition
  • In this powerful story of life, love, and the demands of marriage and motherhood, Fariba Vafi gives readers a portrait of one woman s struggle to adapt to the complexity of life in modern Iran The narrator, a housewife and young mother living in a low income neighborhood in Tehran, dwells upon her husband Amir s desire to immigrate to Canada His peripatetic lifestyle undIn this powerful story of life, love, and the demands of marriage and motherhood, Fariba Vafi gives readers a portrait of one woman s struggle to adapt to the complexity of life in modern Iran The narrator, a housewife and young mother living in a low income neighborhood in Tehran, dwells upon her husband Amir s desire to immigrate to Canada His peripatetic lifestyle underscores her own sense of inertia When he finally slips away, the young woman is forced to raise the children alone and care for her ailing mother Vafi s brilliant minimalist style showcases the narrator s reticence and passivity Brief chapters and spare prose provide the ideal architecture for the character s densely packed unexpressed emotions to unfold on the page Haunted by the childhood memory of her father s death in the basement of her house while her mother ignored his entreaties for help, the narrator believes she relinquished her responsibility and failed to challenge her mother As a single parent and head of household, she must confront her paralyzing guilt and establish her independence Vafi s characters are emblematic of many women in Iran, caught between tradition and modernity.Demystifying contemporary Iran by taking readers beyond the stereotypes and into the lives of individuals, Vafi is one of the most important voices in Iranian literature My Bird heralds her eagerly anticipated introduction to an English speaking audience.

    • ✓ My Bird (Middle East Literature in Translation) || · PDF Read by ☆ Fariba Vafi Mahnaz Kousha Nasrin Jewell
      243 Fariba Vafi Mahnaz Kousha Nasrin Jewell
    • thumbnail Title: ✓ My Bird (Middle East Literature in Translation) || · PDF Read by ☆ Fariba Vafi Mahnaz Kousha Nasrin Jewell
      Posted by:Fariba Vafi Mahnaz Kousha Nasrin Jewell
      Published :2018-08-07T15:55:10+00:00

    One thought on “My Bird (Middle East Literature in Translation)”

    1. من تقریباً دچار فریبا وفی‌زدگی شدم. با کلی شوق و ذوق رویای تبت و پرنده‌ی من و بی‌باد، بی‌پارو رو تو جشن امضای آنلاینش سفارش دادم و خوندم. ولی به حال ادبیاتمون متأسف شدم. درسته که باید فریبا وفی‌ها و مصطفی مستورها بنویسن تا ما یاد بگیریم و بتونیم این‌طوری جسارت کنیم و زبونمون [...]

    2. Modern İran edebiyatı yazarlarından Feriba Vefi'nin ilk romanı "Uçup Giden Bir Kuş" ülke çapında pek çok ödüle değer görülmüş. 52 kısa bölümden oluşup bir solukta okunan roman İran'ın fakir mahallelerinden birinde geçiyor. Baş kahramanımız bir kadın; üstünde çatısı ve içinde ailesi olan her yer onun için ev, huzur demek. Zor şartlar altında, İran’ın görece olarak yaşanması daha zor olan mahallelerinde sürekli ev değiştirmek zorunda kalarak yaşamın [...]

    3. سبک نگارش جالب بوداما در کل باورم نمیشه این همه جایزه گرفته و به زبانهای دیگه ترجمه شده. یکی از ایرادات این بود که داستان اینقدر طولانی نبود که آدم فرصت کنه کاراکترها رو بشناسه یا دوستشون داشته باشه و شخصیت خود قهرمان داستان هم یه چیز نیم بند و مبهمه. آدم بالاخره نمیفهمه این زن [...]

    4. راه رفتن خوب است.همیشه خوب بوده است.همیشه به درد می خورد.وقتی که فقیری و کرایۀ تاکسی گران تمام می شود.وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود.اگر بخواهی فکر کنی می توانی راه بروی.اگر بخواهی از فکر خالی بشوی باز هم باید راه بروی.برای احساس کردن زندگی در شلوغی خیابان [...]

    5. My bird‎‏ (‎a novel‬), ‭‭‭‭‬‎Fariba Vafi. عنوان: پرنده‌ی من؛ نویسنده: فریبا وفی؛ تهران، نشر مرکز، 1381، در 141 ص؛ چاپ سوم 1382: چاپ چهارم 1383؛ چاپ پنجم 1384؛ چاپ ششم 1386؛ چاپ هفتم 1387: شابک: 9789643056704؛ چاپ چهاردهم 1391، چاپ پانزدهم و شانزدهم 1392؛ موضوع: داستانهای نویسندگان معاصر ایرانی قرن 21 م

    6. gözden kaçmış bir iran romanı iran edebiyatını da sineması kadar bilsek keşke sinemasını, edebiyatını, geçmişini düşündükçe "iran olacağız" hezeyanının çok da gerçekçi olmadığını anlıyor insan. iran bile olamayacağız çünkü. bile burada aşağılamak anlamında değil, onlardaki okuma, yazma ve ifade kültürüne yetişmemizin mümkün olmadığı gerçeğini anlatıyor. biz işte günlük 20 sözcükle 50 sözcük arasında ifade yeteneğine sahip bir çoğun [...]

    7. مامان نمی‌داند به خاطر چه چیزی زن آقاجان شد.«یک روز من را به پدرت دادند. فکر کردم لابد بابای دومم است و من باید این دفعه دختر او باشم. یک نفر یک مشت به پهلویم زد و گفت پدرت نیست، شوهرت است. ازآن به بعد هر وقت مشت می‌خوردم می‌فهمیدم اتفاق مهمی افتاده.»

    8. به خاطر توجهاتی که جلب کرده بود برای خوندن انتخابش کردم ولی به نظر من چیزی بیشتر از پست های جدا از همِ یک وبلاگ روزمره نویسی نبود.حتی تا آخر کتاب هم چیز زیادی از شخصیت ها نمیدونیم.

    9. شخصیت زن این داستان شباهت زیادی به حالتهای بیچاره گی و ناامیدی من داره.و شاید نماینده یه گوشه ای از زن درون همه زنهاست!"سکوت من گذشته دارد،به خاطر آن بارها تشویق شده ام . هفت هشت ساله بودم که فهمیدم هر بچه ای آن را ندارد.سکوت اولین دارایی ام به حساب می آمد در طول سالهایی که بعد از [...]

    10. از اون کتاب‌هاست که می‌شه بعد از تموم شدنش، یه دل سیر گریه کرد.یه دل سیر باید به حال ادبیاتی که به چنان حضیضی فرو افتاده که چنین کتابی باید توش جایزه بگیره و تقدیر بشه، اشک ریخت.کتاب داستان یه زن خانه‌دار بی‌نامه (یا شاید نام داشته و حتا یادم نمونده؟) و و افراد پیرامونش: همسرش [...]

    11. Kitapçıda yeni çıkanlar rafında tesadüfen görüp aldığım, ismini daha önce hiç duymadığım, ancak çağdaş İran edebiyatının bilinen bir ismi olduğu anlaşılan Fariba Vefi'nin Türkçe'ye çevrilen ilk kitabı Uçup Giden Bir Kuş benim için çok hoş bir sürpriz oldu. Romanın esasen gayet bilindik bir ana teması var; günlük hayatın sıkıntılarıyla boğuşan, eşiyle aralarındaki sevgiyi kaybetmiş bir kadının hissetikleri. Sürekli başka bir ülkeye kaçıp yen [...]

    12. عاشقانه خوندمش و لذت بردم.قلمِ عالی،توصیفای عالی و طنزِ تلخ.قبلن از فریبا وفی رویای تبتو خونده بودم ولی خب این ازون بهتر بود حقیقتن!

    13. Beautiful, beautiful book. A quick read written in a uniquely spare style. It is like poetry. It is a challenge it seems to get your hands on an authentic piece of literature from a contemporary Iranian author. This is a must read! Fariba Vafi’s novel is not about a woman who hates being a mother or who hates her husband. Instead, it is the story of a woman trying to balance her many roles. She is simultaneously grateful for the opportunity to be a part of a nuclear family while at the same ti [...]

    14. اولین کتاب از خانم وفی که میخواندم و بسیار دوستش داشتم. همیشه به کتابهایی که یکروزه تمام میشوند علاقه مندم. کتاب گفتگوهای درونی زنی گرفتار در میانه زندگی شلوغ و محقرانه اش با شوهری در حال پرواز.

    15. قلم زیبایی داشت اما داستان ضعیف بود و به هیچکدام از شخصیت ها‌ و زندگی شان به اندازه کافی پرداخته نشده بود و در کل خواننده را به یک دنیای کاملا معمولی و غیر جذاب وارد می کرد.

    16. پرنده ی من را با موضع منفی آغاز کردم. در ذهنم قرار نبود با چیزی بیش از رمان‌های آشپزخانه‌ای و غرغرهای زنانه روبرو باشم. اما کتاب چیزهای بیشتری داشت. حد تجربه‌ها بیشتر از زندگی ساده و ملال‌آور یک زن خانه‌دار طبقه‌ی متوسط نبود. اما نویسنده تا حد زیادی موفق شده بود ملال زندگی ا [...]

    17. كنار امير دراز مي كشم. حالا نه برايش زنم، نه مادر، نه خواهر. هيچ ربطي به هم نداريم. نور سرد و سفيد تلويزيون مثل نورافكني از خط دشمن به رويمان افتاده و دنبال شناسايي ماست كه مثل دو غريبه روي قالي افتاده ايم. به امير مي چسبم و شانه هايش را محكم مي گيرم. برميگردد و توي خواب بغلم مي كن [...]

    18. افتضاح بود.هرچقدر فکر می کنم که یک نکته ی مثبت تویش پیدا کنم به چیزی نمی رسم.هرصفحه را که رد می کردم می گفتم خب که چی.و این خب که چی تا آخرش باهام ماند.نویسنده موقع نوشتن چه فکری کرده؟قلم را گرفته دستش و هرچرت و پرتی به ذهنش رسیده نوشته.وقتی داشتم کتاب را از کتابخانه می گرفتم با خو [...]

    19. یکی از دلایلی که من خیلی از این کتاب لذت بردم این بود که نویسنده واقعا شرایط رو طبیعی به تصویر کشیده بود. شاید من یا هر کس دیگه ای در چنین فضایی بزرگ نشده باشه ولی به نظرم همه می تونن شخصیت اصلی رو درک کنند. چون تمام مشکلات و سختی هاش چیزهایی هستند که می دونیم در این جامعه و در خیل [...]

    20. امیر خبر ندارد که روزی صدبار به او خیانت می کنم. وقتی که زیرشلواری اش به همان حالتی که درآورده وسط اتاق است. وقتی توی جمع آنقدر سرش گرم است که متوجه من نیست. وقتی سیر شده و یادش می افتد که منتظر ما نمانده است. وقتی مرا علت ناکامی هایش به حساب می آورد. وقتی زن دیگری را به رخ من می کشد [...]

    21. راه رفتن خوب است.همیشه خوب بوده است.همیشه به درد می خورد.وقتی که فقیری و کرایه تاکسی گران تمام می شود.وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود.اگر بخواهی فکر کنی می توانی راه بروی.اگر بخواهی از فکر خالی بشوی باز هم باید راه بروی.برای احساس کردن زندگی در شلوغی خیابان [...]

    22. “Emir yine havaya öksüz yetim bir kelime bıraktı. Benim de kelimenin sahibini bulmam gerek. İçimden zavallı annem, zavallı Emir, zavallı babam diyorum. Kelimeyi bir gömlekmiş gibi herkesin üstünde deniyorum. Gömleğin kime daha çok yakıştığını düşünüyorum. Birdenbire meraklanıyorum. ‘Ya kelime bana aitse?’”

    23. esme in ketab be nazare man ye estelah tu zabane Torkie, bayad ketab ro khoonde bashid ta motevajehe harfam beshid, albate age torki balad bashin: Tarafin gooshi uchupde

    24. مثل فيلم "ميگرن"، همه اش غر.توى اين نويسنده ها دنبال زويا پيرزاد مى گردم ولى پيدايش نمى كنم.

    25. خوشبختانه در این دو سه دهه ی اخیر، بسیاری به نوشتن پرداخته اند و در میان آثار چاپ شده، کارهای قشنگ کم نیست. اما متاسفانه به هزار و یک دلیل، یکی هم دور افتادگی از ایران، خواندن همه ی آنها برایم میسر نشده. از میان بسیاری که خوانده ام، اینها کارهایی ست که بیشتر دوستشان داشته ام. از [...]

    26. به نظرم این کتاب از کتاب قبلی از که فریبا وفی خوندم ( رویای تبت ) بهتر بود و بیشتر تونستم داستانو بفهمم ، اما هنوز هم نثر این نویسنده واسم گنگه و نمیتونم خیلی با شخصیت ها ارتباط برقرار کنم!داستان خیلی کم بود و تا میومدی داستانو درک کنی و ادامه بدی ، کتاب تموم شده بود و به نظرم جا د [...]

    27. چرا شخصیت های کتابای زویا پیرزاد و فریبا وفی و ناهید طباطبایی و عین عین همن!رفتم ترلان بخونم! پرنده ی منو تموم کردم! پیچیدگی های زندگی های زنانرو قبول دارم ولی بدبختیا و شاد نبودنا و عدم رضایتای توی داستاناشونو نه! قطعا این آخرین رمانیه که تو این سبک از این نویسنده ها می خونم!چر [...]

    28. می‌گوید: «تنها راه نجاتم، رفتن است».«آن‌جا هم بروی بَرده‌ای»علامت جنگ را داده‌ام.راست می‌نشیند: «می‌شود بفرمایی چرا؟»«چون برده به دنیا آمده‌ای. پدرت کی بود؟»باید سؤالم را بد تعبیر کرده باشد که بتواند فریاد بزند:«پدر من یک آدم زحمتکش و شریف بود. ولی پدر تو».می‌خواهد پای پد [...]

    29. رمان‌های ایرانی اغلب فضای تلخی دارند و البته این رمان هم تلخی خاص خودش را دارد اما الکی تلخ نیست. نویسنده دلتنگی‌های خودش را به زور به خورد خواننده نمی‌دهد، بلکه تاریخ زن معاصر ایران را می‌نویسد؛ اگر بنا بود کسی تاریخ زمان ما را بنویسد، به نظرم، فریبا وفی این کار را کرده است. [...]

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *